المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
317
التنبيه والإشراف ( فارسي )
اگر قضيه چنين بود كه ميگويد شهرت و شياع داشت و در اخبار منقول قاطع عذر و هم در اعمال سلف آمده بود و چون محدثان و ناقلان سيرتها و مؤلفان كتب تاريخ از مخالف و مؤالف كه از اخبار و ايام بنى اميه سخن آوردهاند از آن ياد نكردهاند ، معلوم توان داشت كه بىاساس است . من بسال سيصد و بيست و چهارم در شهر طبريهء اردن شام پيش يكى از دوستداران بنى اميه كه اهل علم و ادب و طرفدار عثمانيه است كتابى ديدم كه تقريباً سيصد ورق داشت به خط دقيق بنام « البراهين فى امامة الامويين و نشر ماطوى من فضائلهم » كه ضمن ابواب مرتب با دلائل مفصل از خلافت عثمان بن عفان و معاويه و يزيد و معاوية بن يزيد و مروان بن حكم و عبد الملك بن مروان و ديگر بنى مروان كه پس از او بودهاند تا مروان بن محمد بن مروان بن حكم سخن آورده سپس از عبد الرحمن بن معاوية بن هشام بن عبد الملك ياد كرده و گفته كه مروان بن محمد او را تعيين كرده و خلافت را پس از خويشتن به او داده است و باقى بنى اميه را كه از فرزندان عبد الرحمن مذكور در اندلس تا بسال سيصد و دهم حكومت كردهاند آورده . و هم از عبد الرحمن ابن محمد كه بوقت حاضر يعنى بسال سيصد و چهل و پنجم در آنجا حكومت دارد ، سخن آورده و براى هر يك از امويان فضائل و مناقب و چيزها برشمرده كه بموجب آن حق امامت داشتهاند با روايتها كه نام و نشانشان در آن هست و دعوى كرده كه اخبار مكرر به حد تواتر در اين باب هست و آن را بطرفداران عثمانيه و مردان سفيانى و انصار مروانيان منسوب داشته و با اهل امامت كه جمهور شيعيانند دربارهء نص و روايت معارضه كرده بفساد گفتار طرفداران اختيار از معتزله و زيدى و خوارج و مرجئه و حشويه و نابته دليل آورده و سخن محدثانى را كه طرفدار تعيين ابو بكر بودهاند از بيهسى و خارجى و بكرى كه ياران بكر خواهرزادهء عبد الواحد بودهاند رد كرده و دربارهء همهء اين مطالب سؤالها و معارضهها و دليل خلفها آورده است .